صفحه نخست آرشیو اخبار چه کسی نماینده واقعی بخش خصوصی است؟
چه کسی نماینده واقعی بخش خصوصی است؟
 چه کسی نماینده واقعی بخش خصوصی است؟

روزهای ثبت نام انتخابات اتاق‌های بازرگانی برای حضور در رقابت‌ها به شدت تحت فشار قرار گرفتم. به دلایل مختلف تصمیم نداشتم ثبت نام کنم اما با اصرار دوستان و همکاران خوبم مواجه شدم. در نهایت چاره را در این دیدم که چند روزی از انظار پنهان بمانم تا آب‌ از آسیاب بیفتد.به گوشه ای رفتم و پس از پایان مهلت قانونی ثبت نام، بازگشتم.

این روزها هم به شدت تحت فشارم که مواضعم را درباره انتخابات اعلام کنم. حتی دوستانی دارم که انتظار دارند اسامی نامزدهای مورد حمایتم را به صورت عمومی اعلام کنم اما بدیهی است که چنین کاری نخواهم کرد.

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، انتخابات این دوره، دو قطبی و شاید سه قطبی شده و گروه‌های مختلفی هم ائتلاف کرده‌اند اما در نهایت همه انگیزه‌ها می‌تواند به دو هدف ختم شود:

 تداوم وضع موجود 
 تغییر در مدیریت و حکمرانی فعلی اتاق 

به این ترتیب گروهی از تجار و بازرگانان و صنعتگران کشور که احساس می‌کنند بهتر می‌توانند کشتی اتاق را هدایت کنند در برابر گروهی دیگر از تجار و بازرگانان و صنعتگران کشور که مدافع وضع موجود هستند، صف آرایی کرده‌اند. عملکرد و مواضع هر دو گروه مشخص است و برنامه‌های آنها نیز در دسترس همه قرار دارد،بنابراین انتخاب نماینده شایسته برای اتاق‌های بازرگانی خیلی دشوار نیست.

همان طور که پیش از این نیزبه دفعات اشاره کردم، در حال حاضر دو تفکر در اتاق مطرح است که هرکدام برای این نهاد قدیمی و دیرپا مأموریتی متفاوت قائلند. برخی معتقدند اتاق باید صرفا از منافع اعضایش که عاملان بخش‌خصوصی هستند دفاع کند و برخی اتاق را دیده‌بان فضای کسب و کار و برج مراقبت آزادی اقتصادی می‌دانند.

از نظر من ماموریت اصلی اتاق، دیده‌بانی فضای کسب‌وکار و تحکیم نهادهای مهم اقتصادی مثل رقابت و مالکیت است، نه چانه‌زنی برای دریافت رانت و حمایت بیشتر. بنابر این فردی که قرار است نماینده فعالان بخش‌خصوصی باشد اول از همه باید تکلیف خود را با دولت‌، اقتصاد دولتی و مسائلی نظیر حمایت، یارانه‌ و فساد مشخص کند.

به این ترتیب فکر می‌کنم فردی که داعیه حضور در اتاق‌های بازرگانی را دارد، حداقل باید 10 ویژگی داشته باشد:

نخست: معتقد به توسعه و مدافع آزادی اقتصادی و رقابت باشد.
دوم: تجربه اداره بنگاه خصوصی را داشته باشد.
سوم: نگاه ملی داشته و نفع بخش خصوصی را در انحصار نبیند.
چهارم: حمایت‌گرا نباشد و به رقابت فکر کند.
پنجم: شریک سفره دولت و سیاستمداران نشده باشد.
ششم: فاصله‌اش را با فساد و سرمایه‌داری دولتی و تیولداری حفظ کرده باشد.
هفتم: مدافع بهبود رابطه با جهان باشد.
هشتم: از شفافیت و عدالت اطلاعاتی دفاع کند.
نهم: اخلاق‌گرا و اهل تعامل باشد نه طالب تعارض و اهل تقابل.
دهم: در کنار تجربه به دانش و بینش اقتصادی هم اعتقاد داشته باشد.

خوشبختانه در همه ائتلاف‌ها افراد محترمی وجود دارند که حائز چنین وجوهی بوده و باکمی جست وجو و تلاش می‌توان افرادی را روانه اتاق کرد که به معنای واقعی مطالبه‌گر رقابت و تسهیل فضای کسب‌وکار باشند.


محسن جلال‌پور

جستجو در سایت